{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناخوش شده ام دردتو افتاده به جانم

ناخوش شده ام دردتو افتاده به جانم
بایـد چه  بگـویم بـه پرستـار جوانم؟

باید چه بگویم تو بگو، ها؟ چه بگویم
وقتـی کـه نـدارد خبـر از درد نهـانم؟

تب کرده ام امـا نـه بـه تعبیر طبیبان
آن تب کـه گل انداخته بر گونه جانم

بیمــاری مـن عـامـل بیـگانـه ندارد
عشق تو به هم ریخته اعصاب و روانم

آخر چـه کنـد بـا دل من علم پزشکی
وقتی که بـه دیدار تـو بسته ضربانم؟
دیدگاه ها (۱)

هشدار درباره یک حادثه مشکوک در آزمایشگاه ضدطاعون روسیه؛ «مرگ...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

رمان آغوشی از جنس خطر پارت هفدهم ۱۷ آخر

ناخـوش شده ام درد تو افتاده به جانمبایـد چــه بگویــم به پرس...

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانمباید چه بگویم به پرستار جو...

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانمباید چـــه بگویم به پر...

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم باید چـــه بگویم به پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط