{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
گوش کن ، گوش کن ، گوش کن . . . ؟ ؟ ؟
ناخوش شده ام ، درد تو افتاده به جانم
باید چه بگویم ، به پرستار جوانم ؟
باید چه بگویم ؟ تو بگو ؟ هان ؟ ، ، خب چه بگویم ؟
وقتی که ندارد خبر از درد نهانم
تب کرده ام ، اما نه به تعبیر طبیبان
ان تب که گل انداخته بر گونه ی جانم
.
بیماری من عامل بیگانه ندارد . . . . . !
عشق تو بهم ریخته اعصاب و روانم
اخر چه کند ، با دل من علم پزشکی . . . . . ؟ ؟ ؟
وقتی که به دیدار تو بسته ضربانم
لب بسته ام از هر چه سوال ست و جواب ست
می ترسم اگر باز شود قفل دهانم
ای گرگ پرستار به تبلیس دماسنج
امشب بکشد نام تو از زیر زبانم
چیزی که عیان است چه حاجت به بیانم.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۵)

فیک انتقام یا عشق

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط