{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از در در آمدی و من از خود به در شدم

از در در آمدی و من از خود به در شدم
گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم
گفتـــم ببینمش مـــــگرم درد اشـــــتیاق
ساکن شود بدیدم و مشــــــتاق تر شدم
چون شبـــنم اوفتاده بدم پیـــش افتــاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
دستــم نداد قوت رفتن به سوی دوست
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنـــــش ببیـــنم و گفتـــنش بشنــوم
از پا تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم ازاوچگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
دیدگاه ها (۱)

موی بلند، بدنی ایده آل، لبایی پروتز، آرایشی غلیظ و فریب دهند...

باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای ا...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب مهرم به جان رسيد و به عيوق بر...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدمدستم...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

...از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جها...

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدمگوشم به راه تا که خبر می‌دهد...

...از در درآمدی و من از خود به درشدمگفتی کز این جهان به جهان...

از در درآمدی و من از خود به درشدمگفتی کز این جهان به جهان دگ...

از در درآمدی و من از خود به درشدمگفتی کز این جهان به جهان دگ...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط