{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
#سعدی
دیدگاه ها (۱۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

دستم نداد قوت رفتن به پيش يار چندي به پاي رفتم و چندي به سر ...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

از در در آمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان...

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدمگوشم به راه تا که خبر می‌دهد...

از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان...

از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان د...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم #سع...

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم #سع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط