#نیازاعمال مجهول

#نیازاعمال مجهول

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه دردی سر بر می‏دارد

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول

روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند

این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند

مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟
#افسوس-درد-خاطرات

#دکتر_علی_شریعتی
دیدگاه ها (۹)

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

پارت پنجم: «خط و نشان در سایه»نور قرمز هشداردهنده روی دیواره...

|Swan on the Trigger|

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

رمان انتقام ازدواج کامل

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط