پارت 23 بخش1

پارت: 23 (بخش1)

پارت: 23 (بخش1)

**زاویه دید: هیزل**

آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح با سماجت از لای پرده‌های نیمه‌بازِ اتاقم صاف می‌خورد تو چشمم، اما من حتی توانِ این رو نداشتم که دستم رو دراز کنم و پرده رو بکشم. از ساعت چهار صبح بیدار بودم. در واقع، دیشب اصلاً نخوابیده بودم. فقط روی تخت غلت زده بودم و به سقف خیره شده بودم، در حالی که مغزم مثل یک نوارِ کاستِ خراب، مدام همون چند دقیقه‌ی تاریکِ حیاط پشتیِ خونه‌ی جاشوا رو روی دورِ تکرار پخش می‌کرد.

بوسه.
دست‌های بزرگ و داغِ زین که دو طرفِ صورتم رو قاب گرفته بود. بوی الکل، آدامسِ نعنایی و اون عطرِ تلخِ لعنتی‌اش که انگار به خوردِ پوستم رفته بود. سرم رو محکم تو بالشم فرو کردم و یه ناله‌ی خفه‌کشیدم. خدای من... من چیکار کرده بودم؟ منِ احمق، منِ محتاط که همیشه از حاشیه‌ی امنم تکون نمی‌خوردم، دیشب وسطِ اون تاریکی یه‌جوری لباسش رو چنگ زده بودم انگار اگه ولش می‌کردم غرق می‌شدم.

سینه‌ام هنوز از یادآوریِ اون خشمِ از کنترل خارج شده و نیازی که تو بوسه‌مون بود، سنگین می‌شد.
صدای ویبره‌ی گوشی روی پاتختی، مثل یه شوکِ الکتریکی از جام پروندم. قلبم اومد تو دهنم. با دست‌هایی که به طرزِ رقت‌انگیزی می‌لرزید، گوشی رو برداشتم. ساعت ۷:۱۰ دقیقه صبح بود. روی صفحه‌ی قفل، یه پیام از شماره‌ای افتاده بود که فقط با یه نقطه‌ی ساده ذخیره‌اش کرده بودم.

زین (۷:11 صبح) : *«پشیمون نیستم. تو مدرسه می‌بینمت.»*

نفس تو گلوم گیر کرد. همین؟ فقط دو تا جمله‌ی کوتاه؟
نه حرفی از اینکه دیشب مست بودم، نه بهانه‌ای مثل یه لحظه کنترل خودم رو از دست دادم. هیچی. زین استون با همون غرورِ همیشگیش، آب پاکی رو ریخته بود رو دستم. هیچ راهِ فراری برام نذاشته بود. گوشی رو پرت کردم پایینِ تخت و دستام رو کشیدم لای موهام. صورتم از شدتِ گرما داشت آتیش می‌گرفت. امروز تو مدرسه چطور باید تو چشم‌هاش نگاه می‌کردم؟...
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۴۰

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

**پارت ۲۰**نورِ کم‌جانِ صبحگاهی از بینِ درزِ پرده‌هایِ مخملی...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط