بجای اینکه زیاد بشیم کم شدیم شمام که اصلاحمایت نمیکنید

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part60

بابا:سلام آراد جان خوب هستید شما خوش اومدین

آراد:ممنون

بابا:میبینم که باهم دارین صحبت میکنین مزاحمتون نمیشم

آراد:نه چد لحظه صبر کنید آقای رادمنش

به من اشاره ای کرد

بابا:جانم آراد جان

آراد:لباس دخترتونو دیدین؟
که چقدر ناجوره

بابا نگاهی از سرتا پا بهم انداخت

بابا:بله حق با شماست ولی خوب ی شبه عروسیه خواهرشه ذوق داره انتخاب با خودش بوده دیگه

آراد:اوکی خودمون حلش میکنیم شما بفرمایید

بابا که رفت با چشام تنفرمو بهش نشون دادم

آراد:نفس امشب با این لباس فقط حق داری بشینی ی گوشه

من:ای بابا ببخشید آقایی چشم

آراد تک خنده ای کرد و غرید:یبار دیگم ازین تیکه ها بندازی من میدونمو تو هاا

من:بابام به من گیر نمیده اونوقت تودیگه چی میگی پلشت

ابروشو داد بالا و دستی به موهاش کشید

آراد:به وقتش خودم تربیتت میکنم بابات اصلا درست تربیتت نکرده تخم سگ

من:خفه شو نکبت آشغال با بابای من درست صحبت کن

آراد:هویی هرزه
یکار نکن برم به بابات بگم با اون پسره اینجا چیکار میکردیا

من:اولن کاری نمیکردیم دومن برو هر غلطی میخوای بکن هرزه هم خواهرته

رامو کشیدم که برم... ..
دیدگاه ها (۲۶)

پارت 6(گذشته )من : علی چه خبر اینجایه مرده روبه به علی: سروا...

عشق غیر منتظره پارت 2

"پارت۱۱"ات ویو*دست و صورتمو شستم رفتم پایین جیمین داشت میخور...

من کیوت نیستم p5 فصل دوم

پارت:۵

کوچولو من part 2( جونگ سوک ویو )امروز تمرین داشتم گفتم به سو...

رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وسوم_ خب مامان جان چکار کنم دیگ تقص...

. کم پیش میاد که من توی مهمونی های خانوادگی شرکت کنم.اولین و...

باران خونp8

نقاب دار مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط