الان یه نماینده میاد میگه قدیما مردم لباسهاشون رو رفو میک

الان یه نماینده میاد میگه قدیما مردم لباسهاشون رو رفو میکردن یا چند نفر یه لباس میپوشیدن و هر کی صبح زودتر بیدار میشد خوش تیپ تر میرفت بیرون
اون یکی هم میگه لباس نو میپوشن از زیر پتوی گلبافت گوشی به دست دو قورت و نیمشون هم باقیه
همینه که هست و این صوبتا
دیدگاه ها (۰)

به زیباییه مشکی

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

هرچی بیشتر به ساحل می‌رسید آروم تر میشد. چیزی تو این دختر بو...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

فیک جونگکوک حس مالکیت

stolen

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

یه روز خوب میاد.... سلامتی روزی ک مامانم میاد تو اتاقم میگه...

Vimin

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط