همه دور هم جمع شدن

همه دور هم جمع شدن
واسه مراسم تشیعم
صدای اولین فریاد
ابجیم ومادرم
صدای دومین فریاد
زهرا…
,, سومین فریاد
پدرم
,, چهارمین فریاد
اخرین فریاد
همه باهم
لا اله الالله
:بلند بگو
لا اله الالله
تا غسال خونه
تا چشم کار میکنه همه همسایه
فامیلا
دوستام
وارد غسال خونه شدم✌
:همه اقایون بیرون
:مادر میت❓
:شما باید بشوریدش❌
:چشم
با گریه و آه مادرم,شسته
شدم

رو چشام پنبه
تو دهنم پنبه
یه پارچه ی سفیدو بهم پوشوندن
حالا گزاشتنم تو کاور
مامان جونم بابا جونم گریه نکنین
:تا سر خاکم
لا اله الالله
لا اله الالله
لا اله الالله
اسم همه ی امامارو گفتن
گزاشتنم تو قبر
سنگو گزاشتن
مامانم داره زار میزنه
بابام داد میزنه
خاک ریختن
هی خاک
صدای اه و ناله ی همشون بلند شد
ستارههههههههههه…
تاریک....
خدایا شکرت...❤
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

پارت ۱۱

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط