شرمنده ایم از آن دل دریا که غم گرفته

شرمنده ایم از آن دل دریا که غم گرفته
آن دردها که دغدغه مان دست کم گرفته

از دست حال این دل بارانی ام زمانیست
دیوارهای چشم ترم باز نم گرفته

معلوم شد که مدعیان جا زدند وقتی
آن آسمان هوای دلش باز هم گرفته

لبخند دشمنان سر ذوقم نمی رساند
تا بر لبان دوست نبینم، دلم گرفته

اما نه! مثل این که یک آرامشیّ و نوری
آرام از آن دو ابروی جذاب، خم گرفته

نوری که جان ماه، ز خورشید پشت ابر و
آرامشی که از حرمی محترم گرفته

ما دیده ایم چفیه ی بر روی دوشتان را
حکم جهاد را دلمان لاجرم گرفته

بر روی اسم از نفس افتادگان این راه
سربازتان به چشم بصیرت قلم گرفته

از لمس اهرمن در امان است، با ولایت
دستی که دست داده و عطر حرم گرفته

ای روح انتظار، دهان شما و جانم
این مرده از مسیح لب دوست دم گرفته

در فتنه ها چراغ شبم می شوید آقا
با هر کلید واژه که جان مغتنم گرفته

جانم فدای قافله سالارمان که انگار
هنگام خطبه هاش به کف جام جم گرفته

دشمن نه سال بیست و پنجم که از دمی که
کردید اشاره، یکسره رنگ عدم گرفته

امروز در رکاب شما انتظار موعود
آرایش هجوم به اهل ستم گرفته

من هم مدافع حرمم، انقلابی آقا
هر چند این زمانه مرا متهم گرفته

بر روی ما حساب کنید ای که بر سر ما
تا سایه ی شماست، ز جان ها الم گرفته

هیهات مثل کوفه که تنهایتان گذاریم
این عهد از نفس نفس ما قسم گرفته

یا رب نگاه دار علمدار ما که امروز
دستی که عطر علقمه دارد علم گرفته
🌹
#حسن_صیاد
#شعر
#امام_خامنه_ای
#شعر_بصیرت
#9_دی
#روز_بصیرت
@cheragh_ghovveh
دیدگاه ها (۱)

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

نمیبخشمت p.23

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط