{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش جایم در حریر امن بازوی تو بود

کاش جایم در حریر امن بازوی تو بود
یا به خلوت در دو دستم تار گیسوی تو بود

کاش وقتی می‌گذشتی از کنارم، با غضب
نازنین یک لحظه می‌دیدی دلم سوی تو بود

رفتی و با رفتنت قلب مرا آتش زدی
دلربا، هرشب دلم آواره‌ی کوی تو بود

آرزویم بود، در آغوش تو پرپر شوم
بسترم هرشب نگارم کاش پهلوی تو بود

صورتت پنهان نمودی عاقبت از روی من
قبله‌ی من چهره و اندام و گیسوی تو بود

رفتی و هرگز نپرسیدی چه می‌خواهم ز تو؟
احتیاجم دلربا پیوند ابروی تو بود
دیدگاه ها (۱)

کم مونده بود به ترکی بگم دلم برا بودنت تنگ شده که گفتم اره د...

پآرت ⁴نوا و می‌سو کنار نیمکت وایساده بودن. می‌سو داشت از جیس...

دلم ای کاش برایت این همه تنگ نبوددر خیالات تو این دل لحظه ای...

دلم ایکاش برایت این همه تنگ نبوددر خیالات تو این دل لحظه ای ...

دلم ایکاش برایت این همه تنگ نبود در خیالات تو این دل لحظه ای...

..کافر!دلِ من در گرهِ موی تو بند استمومن شده بر قبله یِ گیسو...

کافر ! دلِ من در گرهِ موی تو بند استمومن شده بر قبله یِ گیسو...

کافر ! دلِ من در گرهِ موی تو بند استمومن شده بر قبله یِ گیسو...

نومید نشد شامه‌ام از بوی تو در هندهر گوشه نشانی‌ست ز گیسوی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط