{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کافر ! دلِ من در گرهِ موی تو بند است

کافر ! دلِ من در گرهِ موی تو بند است
مومن شده بر قبله یِ گیسویِ تو بند است

تا چشمِ تو را دید ، دلم بندِ دلت شد
چون شیر که بر چشمه ی آهویِ تو بند است

"چشمان تو کوفه است؛مدینه است؛حجاز است"
دل در شکنِ گوشه ی ابروی تو بند است

هر روز غزل خوانی و انگار نه انگار
یک دل که نه! صد دل به النگویِ تو بند است

ای کاش مرا تنگ در آغوش بگیری
محبوبه! دلم بین دو بازوی تو بند است

تو یک غزلِ بکری و درگیر تو شاعر ،
با معجزه ی عشق به جادویِ تو بند است

امیر طاهری
دیدگاه ها (۱)

خواستم پنجره را باز کنم گفتی نهجای ِ مهتاب تو را ناز کنم گفت...

برای هر اتفاقیمی توان پاسخی یافتجز برای رفتن های نابهنگامشای...

بی تو تنهایی مرا بدجور تنها کرده است عاشقی دیوانه ومجنون وشی...

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده امدر همان پس کوچه ها در...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط