{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی خونه‌ی ما اینطوریه:

توی خونه‌ی ما اینطوریه:

وقتی موبایل کسی زنگ میخوره همه گوشاشون تیز میشه


وقتی تلفن خونه زنگ میخوره همه کر میشن

وقتی زنگ دَرو میزنن همه فلج مادرزاد میشن

حتی خود من یبار تشنج کردم،
افتادم کف پذیرایی!!!
_____________________________

۲ سال پیش رفتم معافیمو بگیرم،
یه پرونده پزشکی خفن جمع کردم.
تو شورای پزشکی گفتن خودِ مشمول کجاست؟!
گفتم خودمم
گفت با این پرونده پزشکی قاعدتن باید مرده باشی
_____________________________

‏تو دبیرستان ی معلم داشتیم چشماش چپ بود؛ به بقل دستیت نگاه میکرد باهاش جر و بحث میکرد یهو

میزد زیر گوش تو
_____________________________
دخترهمسایه اومد میگه ببخشید بابام نیست میتونیدشیر گاز رو محکمش کنین نشتی میده..گفتم باشه

رفتم خونشون گفتم خوب فرانسه کجاست؟
یه لبخندی زدو گفت مادخترا انقدرام خنگ نیستیم خوب پایین تر از آلمانه دیگه، اینقدخندیدم که بیچاره قاطی کرده بود همش میپرسید

کناراسپانیا؟
وسط آفریقا؟
بالای قطب شمال.....
_____________________________
فامیلمون تردمیل داره هرسری میریم خونشون با لباس ورزشی میرم
بار آخر گفت بیا این صد تومنو بگیر یه باشگاه خوب ثبت نام کن
_____________________________
دیدگاه ها (۱۸۶)

رمان

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

رمان تو خود منی

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p3بعد از اون حرف ...

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو لیلی ___دو هفته گذ...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط