{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(قسمت اول)

(قسمت اول)

نه خوشم امد چه زبون درازی داری تو دختر .................

-می خواست حرفشو ادامه بده که با آمدن رادین حرفشو نصفه گذاشت

-رادین:وای چی می بینم جناب مهندس نیما کیان ازاین ورا پارسال دوست امسال آشنا دیگه داشت قیافت کم کم ازیادم می رفت.....

-ولی انگاربه شماکه بدنمی گذره همه چیزبروفق مرادته نه ....

-رادین:توی این زبونه تند نداشتی چکارمی کردی..؟

-هیچی توکارهایی که بهم مربوط نیست دخالت نمی کردم

-نیلوفر:واقعاً جواب رادین مسخره را داد یه لحظه ساکت شد.....

-رادین :خوب چی شده که میترابرات مهم شده آمدی تولدش......

-مهم بودن یانبودن آدم ها به خودم مربوطه که دلیلی نمی بینم که به جنابعالی توضیح بدم....

-این رادین چی گفت نیماکیان پسرعمه میتراکسی که دوستش داره همینه......

-که همون موقعه صدایه میترا آمد....

-نیلوفرجان تو که بادیدن نیما بقیه حرفشو خورد....

میترا:سلام نیما تو امدی ؟چراخبرندادی نمی دونی.. چقدرخوشحال شدم ازدیدنت....

-نیما:تازه رسیدم دیدم وقتم آزاده گفتم یه توکه پا بیام کادو مو بدم برم...

-وای چقدرسرد ویخ رفتارکرد این یخچال به نظرمن میترا رادرست به عنوان دختردایش نمی بینه چه برسه به نامزدش .....

-چقدردلم برای میترا می سوزه سرافکنده شدجلوی ما.....

- میترا مرسی که آمدی یه وقت مزاحم کارت نباشم ؟

(لایک و کامنت فراموش نشه)
دیدگاه ها (۱)

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

(قسمت اول)- وقتی واردشدم چی بگم دخترشون با اون لباس های بازش...

پارت سوم 4معشوقه ویوا/ت: میا من را به رئیس ها معرفی کرد منم ...

ادامه رمان پارت دوم نیما : امتحانش مجانیه من : باشه قبول من ...

"my name is" p: 34 💮🪷

بیگانه قسمت ۱۱پارت سه

یادم هست پیش از ازدواجممدتی با همسرم هم‌کار بودم.فضای کار با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط