{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#part_❸⓿

#part_❸⓿
#khanevadeh_hoseleh_sar_bar


پریسا : امین بیدار شدی؟
خدارو شکر خوبی ؟
امین : آره، ولی من باید برم دیرم شده ( با صدای ضعیف)
پریسا : اگ فک میکنی بچه ها نگرانت میشن نگران نباش من ب اونا گفتم
امین : کی گفته من نگران اونام؟ 🙄 برو کنار میخوام برم
از تخت پاشدم رفتم سمت در ک پریسا جلومو گرفت...
پریسا خانوم برو کنار
پریسا : ولی...
امین : میگم برو کنار ( با داد)
پریسا : نمیرم مشکلیه؟
امین : میری یا خودم مجبور کنم بری کنار؟
پریسا : تا صبح اینجام هیچ جا تکون نمیخورم
امین : باش تا صبح اینجا باش ببینیم
حالا ک پریسا خانوم نمیزاشت برم میخواستم از پنجره بپرم پایین پریسا سرش تو گوشی بود منم از پنجره اروم رفتم پایین
اخ... ( با صدای آروم)
خداروشکر گذشت
پریسا : امین وایسا تورو خدا وایسا باش همه چیو اعتراف میکنم فقط وایسا ( با داد)
دکتر : خانوم چتونه شما اینجا بیمارستانه
پریسا : ببخشید من باید برم...
میدوییدم سمت امین ک دیدم اونجا وایساده بود
امین خیلی ممنونم بیا بشین توضیح میدم
امین : باش....
پریسا : راستش... راستش گوشی همراه ته؟
امین : عم... آره
پریسا : یه دیقه باز میکنی بری اینستا؟
امین : البته
پریسا : داشتم با....
دیدگاه ها (۰)

رمان دخت من

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای بلندی از پایین بیدار شدم.با عجله...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

رمان عشق ممنوع

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط