💚🌵

💚🌵
هیچ چاره ی برایت نجسته ام.....💫
شاید در تنهایی همچون هیزم بسوزی
دود شوی و خاکستر💫
اینکه دو هیزم باشد یا هزاران هیزم
بازم میشود شعله ی روشن کرد
در این بیابان سخت برکه ی کوچک به راه هست
تنها......💫
شاید از غرور دریا قهر کرده و دلگیر هست
و از کنار هیزم های آتش گرفته رد میشود
شاید.....💫
از غرور عظمت دریا.....
دلش شکسته.....
حال نمی دانم.....🌵🌵
فقط برکه ی کوچک می بینی گذرا.....
و صدای غرش و بزرگی دریا......💫
برکه ی زلال همچون قلب پاک آدم های مهربون
اما.....🌵🌵
به گمانم برکه تنهاست......
برکه عجیب دلبسته دریا شده......🌵
برکه عاشق با دلی لرزانی.....
میخواست با دریا بع خیابانی سنگی برود
در ان خیابان عکاسی بود و.....نقاشی
باهم عکسی بگیرن
و پیرمرد ریش سفید......💫💫
نقاشی آن ها را وصف کند...........🌼🌼.
#عکس(یکی از سفرهای کع همراه بابام با کشتی رفتع بودم قشم)
دلنوشته های آنیاز
#قهوه تلخ
#مبادا دلت بلرزه
دنیا آروم آرومه
دیدگاه ها (۱۲)

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

پارت ۲: سکوتِ پر از حرفنورِ ضعیف و خاکستریِ بعد از رعدوبرق، ...

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

#کپشن_آنیاز_نویس#برکه_گل_نیلوفری🍃⛅🍃@Pari_Afsongar 💕دخترکی با...

چه تعبیری، تنهایی!؟ تنهایی، یعنی...!!! ناله کنی، آه بکشی و ف...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

مدتیست دیگردلم گردش ولب دریا نمی خواهد،دیگر صدای آب واشعارنی...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيمدفتر ِ خط خورده ي ِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط