🍃 🌹 🍃

🍃 🌹 🍃
بعد از آخرین جروبحثمان درغروب یکی از جمعه‌های ۲۷سال پیش، قانع شدیم که خیلی وقتها نمیشود عاشق ماند! تو رفتی و مادر شدی و من ماندم و شاعر شدم!
دیدگاه ها (۱)

تولدم مبارک باشه مرسی از همتون که تا الان کنارم بودید درکم ک...

* ترجمه صحبت‌های پایانی (RM) 🐨💜🇦🇷\- آرژانتینـــــ! امروز خی...

اجبار به بدبختی پارت ۳۴

جیمین موچی کوچولوی ما آرمی ها🐥۳۱ سال پیش خدا تصمیم گرفت یک ه...

زنی شاغل بودن ممکن است بسیار دشوار باشد، ولی زن شاغل بچه‌دار...

همسر پادشاه مین

تکپارتی 🌹«رز کوچولوی من»🌹چند بار خودتو جلوی اینه چک کردی، ل...

وقتی لب تو خنده زد

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط