همسر پادشاه مین

ویو ا.ت

یهو همه جا سفید شد و بیهوش شدم
وقتی بیدار شدم دیدم تو بدن یه زن هستم، عجیبه این زن دقیقا شبیه خودمه، توی فکر بودم که یهو یه پسر گفت

یونگی: ا.ت ا.ت عزیزم به هوش اومدی؟

ا.ت: اره

یونگی: منو یادت میاد؟

ا.ت: نه، هیچی یادم نمیاد

یونگی: پزشک ها گفت بودن که حافظتو از دست میدی، ببین من همسرتم پادشاه مین

ا.ت: من با یه پادشاه ازدواج کردم؟

یونگی: اره، چند روز پیش ناگهان از هوش رفتی پزشک ها گفتن ممکن حافظتو از دست بدی،

ا.ت: ببین من حاظمو از دست ندادم

یونگی: منظورت چیه؟

ا.ت: ببین من از اینده اومدم، از سال 2026

یونگی: عاشق همین دیوونه بازی هاتم(خنده)

ا.ت:(ا.ت عجب احمقی هستی بهش گفتی از اینده اومدی؟ اهه گندش بزنن)(خنده فیک) اره اره شوخی بود اره

یونگی:(خنده) میدونستم، خیلی عجیب بود یهو بیدار شدی گفتی از اینده اومدی


همینجوری گرم حرف زدن بودن که......

لایک یادت نره سیسی💋
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

تک پارتی کاراسو

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو مایکی پارت ۱

ددی خون آشام من

سناریو ایدل رویایی پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط