{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع بگفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تورا گریه و سوز و زاری چراست؟
بگفت: ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من به در میرود
چو فرهادم آتش به سر میرود
همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو می دویدش به رخسار زرد
تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من ایستاده ام تا بسوزم تمام
تورا آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت
دیدگاه ها (۱۴)

......

دلم گذشته های بی دغدغه ام را میخواهد که هیجان کودکیش مرا به ...

سلام به جمع مهربونی که تک تکتون برام عزیز و قابل احترامید......

خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیستخوش حالتی است عمر ولی پایدا...

شبی یاد دارم که چشم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت گرمن عاش...

کانال رسمی حضرت عشق:‍ شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروا...

شبی یاد دارم که چشم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفتگرمن ع...

...شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من ...

nullشبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من...

شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من عاش...

شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من عاش...

شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من ع...

شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با #شمع گفتکه من عا...

اولین بیست و چهار ساعت...با یک روانی!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط