{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت43

قسمت43
By your side

رفتم حموم و و وقتی از حموم اومدم بیرون لباسمونو پوشیدیم،لباس من یه لباس سرمه ای کوتاه عروسکی بود و لباس شقایق یه لباس مشکی کوتاه بود که یه پاپیون روی کمرش داشت
شقایق من یکم استرس دارم
استرس نداشته باش اروم باش اوکی؟
اوکی
لباسمونو پوشیدیم منتظر بودیک که چانی و بکی برسن؛بعد چند دقیقه در زدن و چانی و بکی رسیدن
چانی بهم خیره شد و یه لبخند زد و گفت
حاظرین بریم؟
اوهوم بریم
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم چانی یه کت و شلوار مشکی زده بود و بکی هم همینطور،یه تیپ رسمی زده بودن،چانی گفت:
ما یکم زودتر میریم چون من باید اماده شم میخوام اهنگ بخونم
اها
بعد چند دقیقه به سالن مراسم رسیدیم جلوی در تعداد زیادی خبر نگار وایساده بود
واای حالا چیکار کنیم خبر نگارا اینجان
اشکال نداره جواب هیچکدوم رو ندید و فقط بیاین بریم داخل
باشه
از ماشین پیاده شدیم و خبرنگارا دورمون جمع شدن و سوال میپرسیدن اما به سوالاشون توجه نمیکردیم و رفتیم داخل سالن،فقط تعداد کمی جمعیت اونجا بود که بهمون خیره شده بودن.
تقریبا از میزهای وسط یکی بلند شد و برای ما دست تکون داد و ما رفتیم سمتش،منیجرشون بود
روی صندلی نشستیم و چانی گفت:
خب دیگه من باید برم اماده شم شما اینجا بشینید
باشه
چانیول رفت و منو شقایق و بکی و منیجر پشت میز نشسته بودیم،کم کم تعداد افراد داخل سالن بیشتر میشد که مراسم شروع شد
یکی از مجریا گفت:
سلام خانم ها و اقایان،ما امروز یه مسابقه داریم بین دو خواننده که اهنگیو که طراحی کردن میخونن و شما بهشون رای میدید....
خواننده اول از گروه بلک بوی بود و اومد اهنگشو خوند و بعد اون چانیول اومد و اهنگشو خوند هر دو خواننده بالا وایساده بودن و رای گیری اغاز شد
چانیول با 11رای اختلاف برنده شد.
چانیول بالا داشت تشکر میکرد و گفت:
خیلی ممنونم که از اهنگم خوشتون اومد و به من رای دادید،من میخوام یه چیزی رو بهتون بگم،من میخوام از کسی که بهم کمک کرده دعوت کنم که بیاد بالا
چانی بهم اشاره کرد و بهم فهموند که برم بالا،رفتم بالا و چانیول گفت:
این دختر کسیه که بهم کمک کرد تا این اهنگو بنویسم و من ازش ممنونم و این دختر دوست دختر منه و میخوام به همتون معرفیش کنم
همهمه ای بین جمعیت بوجود اومد و چانیول ادامه داد
امیدوارم از ما همایت کنید
جمعیت دست زدن و ما اومدید پاین و پشت میز نشستیم و چانی دستمو گرفت و گفت:
چیه چرا انقدر یخی؟چرا میلرزی؟
استرس دارم
اروم باش رز اروم باش
اوکییی
چند دقیقه که نشسته بودیم منیجر اومد پیش ما و گفت:
چانیول لی سومان کارت داره میخواد ببینتتون
منو چانی با تعجب به هم نگاه کردیم....
#exo
#اکسو
دیدگاه ها (۲)

قسمت44(آخر)By your sideهمراه منیجر رفتیم و رسیدیم به یه در و...

قسمت42By your sideچانیول زنگ زدالوالو سلامسلام رز میتونی اما...

قسمت41By your sideداشتیم با شقایق عکس میگرفتیم که چانی زنگ ز...

طلسم چشای بانمکت/p21/فصل ۲

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

عشقی حقیقی پارت ۱۴

عشق پنهان

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی

P7F2انیا رفت حاضر شد راه اوفتاد به سمت کافه تا بکی رو دید و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط