تو را دوست دارم

تو را دوست دارم
چون نان و نمک
چون لبان گر گرفته از تب
...
که نیمشبان در التهاب قطره ای آب
بر شیر آبی بچسبد

تو را دوست دارم
چون لحظه ی شوق،شبهه،انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمی دانی در آن چیست

تو را دوست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول
تو را دوست دارم چون گفتن "شکر خدا زنده ام...
دیدگاه ها (۲)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

( last minute )

تو را دوست دارم چون نان و نمک ‌چون لبان گر گرفته از تب ‌که ...

تو را دوست دارم چون نان و نمکچون لبان گر گرفته از تبکه نیمه ...

.تو را دوست دارم چون نان و نمکچون لبان گُر گرفته از تبکه نیم...

عاشقانه

تو را دوست دارم چون سفر نخستین با هواپیمابر فراز اقیانوس چون...

تو را دوست دارم چون سفر نخستین با هواپیمابر فراز اقیانوس،چون...

تو را دوست دارمچون نان و نمکچون لبان گر گرفته از تبکه نیمه ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط