{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دوست دارم چون

تو را دوست دارم چون
نان و نمک ‌
چون لبان گر گرفته از تب ‌
که نیمه شبان در التهاب
قطره‌ای آب
بر شیر آبی بچسبد
تو را دوست دارم ‌
‌
چون لحظه‌ی شوق، شبهه،
انتظار و نگرانی ‌
در گشودن بسته‌ی بزرگی ‌
که نمی دانی در آن چیست ‌
تو را دوست دارم ‌
چون سفر نخستین با هواپیما بر
فراز اقیانوس ‌
چون غوغای درونم ‌
لرزش دل و دستم ‌
در آستانه ی دیداری در استانبول ‌
تو را دوست دارم
چون گفتن ‌"شکر خدا زنده‌ام"

✍#ناظم_حکمت
دیدگاه ها (۰)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

Theft on the Wedding Contract NightPART:THreeیونگی بالای سرِ...

.تو را دوست دارم چون نان و نمکچون لبان گُر گرفته از تبکه نیم...

تو را دوست دارم چون نان و نمکچون لبان گر گرفته از تبکه نیمه ...

تو را دوست دارمچون نان و نمکچون لبان گر گرفته از تب...که نیم...

تو را دوست دارم چون نان و نمکچون لبان گر گرفته از تبکه نیمه‌...

تو را دوست دارم چون سفر نخستین با هواپیمابر فراز اقیانوس چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط