درووود

درووود

زرتشت را دیدند مشعلی و جام آبی در دست... !
پرسیدند کجا می روی؟
گفت:"میروم با این آتش بهشت را بسوزانم! و با این آب، جهنم را خاموش کنم! تا مردم خدا را فقط به خاطر (عشق) به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم... .!
دیدگاه ها (۲۲)

تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت می‌سوختهیئ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِوقتی ساحران دیدند حقیقت...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

قایقی خواهم ساخت ..

شاهکاری به نام دروغ

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط