p.7

کل روز حرف نزدیم ..!!
ساکت بودیم..
اگه هم سوالی می پرسیدم ..
ا.ت با تکون دادن سر جوابمو میداد !..

_____

ظهر شد.
خواستیم ناهار بخوریم ..
اون موقع بهش میگم !

هوفف.. وقتشه !
یونگی:خب ..
درمورد قضیه دیشب ..
ا.ت: نیازی نیست بگی !!
چون .. میدونی من قرار بود یه شب اینجا بمونم ..
و میرم !!
پس رازتو ..
واسه خودت نگه دار !
به من بگی چیزی عوض نمیشه !! تازه شاید بدترم بشه..!!

چییییی؟!!!!
یه شب ؟؟
میخواست یه شب بمونه؟!!
حق ندارههه!!!!
منو همینجوری ول میکنه میره؟؟؟
هه!
وای پسر!!..

یونگی: ام .. ولی من میخوام بهت بگم ..
و در مورد قضیه‌ی یه شب موندنتم باید حرف بزنیم!!

بعد از ناهار روکاناپه نشستیم و یه‌فیلم انتخاب کردیم که ببینیم..
فیلیو نگه داشتم تا بهش همه چیزو بگم
که خواست بشینه با من ببینه نخواست بره..

یونگی:اهم خب ..
ا.ت:هیسسسسسسسس فیلم داره شروع میشه!!

ودف؟!
فیلمو پلی کردم تا ببینیم

____

ا.ت به هوای پفیلا پاشد که پفیلا درست کنه!
منم پشت سرش حواسم بهش بود که یهو فرار نکنه!!
البته ..
بماند که همه حواسشون هست!!
و همه در ها هم قفله..!! :)
ولی ..
ا.ت خیلی ریلکس و نرمال که انگار نه انگار کنار کیه و در چه وضعیتیه راحت پفیلا درست کرد و دوباره اومد کنارم نشست!!
منم سعی کردم اروم باشم !!

...

شتتتتت
واسا ببینمممممم اسم این فیلمه چیعههعهههههههه
جررررررررررر
چقدر صحنه دارههههههههههههه

یونگی:ا..ت ا.ت ببخشیدددد تثخیتمسحزمزجزهزنحزخزحزحرتتب چشاتو بگیر حداقل

ا.ت: اهم :/ چرا؟؟ مگه ۱۸ سالم نشده؟!!
نام نام نام (صدای پفیلا خوردن://)

🚶🏻‍♂️ودف؟!
فیلمش..
ولی راست میگه !

___

خیلی گرمه..

حس بدی دارم ..


@Mochi_park
#Suga
#Fan_fake
#Fan_fake_BTS
#BTS
#ماه_خیلی_قشنگه
دیدگاه ها (۹)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

p.8

p.15

part8چند دقیقه بعد ارایشگر: آقا الان خوبه؟ یونگی: بهتره بریم...

part8چند دقیقه بعد ارایشگر: آقا الان خوبه؟ یونگی: بهتره بریم...

p.6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط