{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و #عطرت را که عوض می کنی

و #عطرت را که عوض می کنی
مثل این است که باد 
روح مرا
از جنگل های کاج 
به شالیزار برده باشد
هر کتابی که دست می گیرم
نام #تو
میان واژگان آن پنهان است
و خود را 
که درون آینه نگاه می کنم
#تو را می بینم
تو در من حلول کرده ای
یا من در تو ؟💖
دیدگاه ها (۴)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

یک‌وقت‌ها هم بعد از کلی کار و مشغله، به خودت می‌آیی و یادت م...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

🕊✨خدایا شکرت، برای تمام مسیرهایی که به رویم بستی و من آن روز...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

‎‌‌‎‌‌‌‎༺◍⃟C᭄࿐❁❥༅••┅┄غروب به من یاد می‌دهد که حتی زیباترین ل...

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط