{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانومه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام.دو روز بعد م

خانومه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام.دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که از كنار خونمون رد میشه کمد می‌لرزه.نجاره میاد پیچاشو محکمتر می‌کنه و میره.دوباره فردا میاد میگه: اتوبوس كه از كنار خونه رد میشه کمد می‌لرزه.نجار میگه: بابا اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه؟میشینه تو کمد یه دفعه شوهرش میاد خونه در کمدو باز میکنه، میگه: تو اینجا چی کار میکنی؟نجاره میگه: اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟
دیدگاه ها (۲)

 از یکی میپرسن بچه هات به سن تکلیف رسیدن؟!.....میگه : آر...

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻴﺰﻳﻚ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ,ﺁﻣﺪ : ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ . ﺷﻤﺎ ...

مرد فقیری از بودا سوال کرد:چرا من اینقدر فقیر هستم؟بودا پاسخ...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۱: «دوری» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: دفتر آژان...

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط