{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد‌بینی خود را شکسـت
من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده‌ام
دیــــده‌ام بــر شـــاخه‌ها احـســـاسـ‌ـها
می‌تپــد دل در شمیــــم یاسها
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می‌تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است!
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا،آوازها
دیدگاه ها (۹)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p84چند لحظه بعد، صدای برخورد دو شمشیر تو...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط