#برادر ناتنی من

Part:30
«ویو ات»
خاک تو سرم….

رفتم بو*سیدمش بعد وایسادم مثل سگ نگاش میکنم..

خیلی اسکلم دیگه….(موافقم.)

خدااااایااااااسنشهسانطدژنژپ

این چه گوهی بود من خوردم.!!!!!

یعنی ریدم به خودم با این رفتارم..

خب بو*سیدیش صبر کن،چرا فرار میکنی
مگه میخواد بگیره چیزت کنه احمق…

وای از حق نگذریم ل*باش خیلی خوشمزه بود..(واقعا خاک توسرت…. تک خور..)

وات د فاک اومد خونه؟!!!!

اومد داخل اتاق پتو رو کشید روم

خداااااااای منننننننننننذطرطلطرلط
(خبدرد *_*)

فردا باید باهاش صحبت کنم..؟

نمیدونم بزار فردا فکر کنم بهش:)
«پایان ویو ات»

ات و کوک دوتاشون میخوابن.

(پرش زمانی به صبح)

ات و کوک بیدار میشن و میرن پایین تا صبحونه بخورن.

کوک:ات.
ات:بله؟
کوک:چرا دیشب منو بو*سیدی؟
ات:تو چرا پتویِ منو درست کردی؟

(ات توی ذهنش:ریدم..
آخه خاک تو سرت که نمیتونی دهنتو ببندی ات.)

کوک:چون اگه سرما بخوری من باید مواظبت باشم و منم کار دارم(بابا دستخوش….چه دروغ ضایعی (•_•) )

ات:منم بو*سیدمت که خوب شی..
(ات تو ذهنش:ریدم دهن خودم با این حرف زدنم…
توی احمق وقتی نمیتونی حرف بزنی چرا دهنتو باز میکنی؟)

کوک:که اینطور….
ات:(سکوت)(خجالت از گندی که زده)
کوک:صبحونه‌تو خوردی حاضر شو تا بریم فرودگاه..
ات:اوکی (آروم)

(کوک میره تا آماده شه)

(ات هم میره آماده شه و میرن فرودگاه و با لیا و مینهو خداحافظی میکنن و اونا میرن و ات و کوک هم برمیگردن خونه.)

(توی ماشینن جلوی در خونه)

کوک:ات اگه جایی نمیری برو خونه،منم باید برم شرکت.
ات:باشه،پس من میرم.
کوک:میبینمت.
ات:میبینمت.

____________________________________

شرایط پارت بعد:✨
لایک 25🤎
کامنت 25🐻
بازنشر 13🐿
ناشناس🍪
لینک ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/5278856.
دوستتون دارم پرنسسای من بای بای🍢🧋🍩.
دیدگاه ها (۳۰)

bts

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

چند پارتی درخواستی

پنهان عشق

به زیباییه مشکی

پارت 1 ★(رمان ازدواج اجباری با هوانگ )★ویو ات: یک روز دیگه ب...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط