ساعت شش بعد از ظهر است

ساعت شش بعد از ظهر است
من هنوزم تو را دوست دارم.
دیروز
هم ساعت شش بعد از ظهر بود
و فردا هم ساعت شش بعد از ظهر،
تو را دوست خواهم داشت
می دانی
ساعت شش بعد از ظهر که میشود
عقربه ها خلاف جهت هم
سعی میکنند
ادآی کسی را در بیاورند
که دارد از دل دالانی
به بلندای زمان
می آید
هر روز ساعت شش بعد از ظهر
انگار تو برای من
به آخر آن دالان رسیده ای و
روبه رو یم ایستاده ای
و باید به یآد بیاورم
تمام لحظه هایی را که نبوده ای
و همچون همین ساعت شش تکراری
دوستت داشتم و
با تمام انچه
از خواستن میتوانم
نگاهت میکنم
#زِد
دیدگاه ها (۷)

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۶اسلاید ۲و۳ رو ببین و تصور کنجی‌ه...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

سناریو کازوتورا درخواستی

پارت ۲۷

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "38""ویو جئون آنجلینا"بعد ...

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط