عارفی را ديدند مشعلى و جام آب در دست !پرسيدند کجا ميروی ؟

عارفی را ديدند مشعلى و جام آب در دست !پرسيدند کجا ميروی ؟ گفت:ميروم با اين آتش بهشت را بسوزانم و بااين آب جهنم راخاموش کنم تا مردم خدارافقط بخاطر عشق به او بپرستند،نه بخاطر طمع به بهشت و ترس ازجهنم!
دیدگاه ها (۱)

the end-part 1

فیک تهیونگ. دوباره تو

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پرنسس ناخواسته

مافیای من

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۲جونگکوک که از سر ش...

پارت...؟عشق ابدیهمه خوابیدنوفردا صبحشدو: از خواب بلند شدم اس...

عارفی را ديدند مشعلى و جام آب در دست !پرسيدند کجا ميروی ؟ گف...

‏‎عارفی را دیدند , مشعل و جام آب بدست , پرسیدند :کجا میروی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط