پرتت کرد روی تخت و با یک حرکت لباسشو دراورد خواستی بلد شی

پرتت کرد روی تخت و با یک حرکت لباسشو دراورد خواستی بلد شی فرار کنی که دستت رو گرفت و خیلییی ترسناک نگات کرد
+راه فراری نداری یونا
_تهیونگ هق خواهش میکنم لطفن من ازت میترسم هق هق
+خودت عصبم کردی حالا باید ۶راند رو تحمل کنی
_تهیونگ من پریودممم هق هق
+اه لعنتیییییی
+پس یه جوره دیگه باید تنبیه شی
رفت و از کشو کمربنده شو دراورد
_ت..ته...یونگ..دییونه شدی
+خفه..
کمربندو دوره دستش لوله کرد و لباسی له تنت بود رو جر داد
خیلیییییییی محکم داشت تورو میزد و توهم با تمومه وجودت داد میزدی و ازش خواهش میکردی که بس کنه ولی ته بدونه توجه به گریه هات تورو میزد که یک دفعه سیاهی

(یونا ویدیو)(فردا)
با درد خیلی شدید بدنم از به هوش اومدم صبح شده بود و ته ته نبود با یاد اوردنه دیشب گریم گرفت
_هق هق چرا هق چرا اینطوری کرد هق هق
با سختی بلند شدی دیدی لباسات پاره شده
چشمت به لباسه سره میز خورد لباس رو برداشتی که نامه ی کنارشو دیدی (لباس هارو ببپوش،منم زور برمیردم )
_..عوضی...
لباس هارو پوشیدی و دمباله گوشیت گشتی بلخره پیداش کردی زنگ زدی به بیونگ
_الو بیونگ (بیحال )
×یونا چرا صدات گرفته
_بیونگ ادرس رو برات میفرستم لطفن زود بیا دمبالم به کمکت نیاز دارم هق
×ب..باشه بفرست الان میام


پارت ۸
دیدگاه ها (۷)

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۲جک بعد از چند بوق ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

رفتار سرد

هیونلیکسسسس🤍🔥🔥🔥🐣: استی! ما بلاخره بعد از تقریباً یک سال برگش...

پارت یازدهم این پارت اسمات کوتاه داره اگه جنبه نداری نخون ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط