آدرس اشتباه
P6
ویو اسکوپس
دیدم آیو نیست و بعد رفتم به مینگیو و جاشوا زنگ زدم بیان و
کوپسی : آیو نیست باید زودی پیداش کنین شما تو پیدا کردن آداما عالی هستین
مینگیو : همیشه با این حرفا خرمون میکنی
جاشوا : کوپسی نگران نباش زودی پیداش میکنیم اون دختره رو
کوپسی : خیلی ممنون پسرا
ویو جاشوا و مینگیو
رفتیم دنبال آیو بگردیم بادیگارد ها رو برا پیدا کردنشون فرستادیم
مینگیو : بیا از هم جدا شیم
جاشوا : چی چرا میخوای از من جدا شی من خیلی دوست دارم منو ول نکن
مینگیو : چی میگی منظورم اینه که واسه پیدا کردن آیو راهمونو جدا کنیم
جاشوا: معلومه که میدونستم داشتم تمرین میکردم وقتی دوست دخترم خواست از من جدا اینو بگم
( ما را همون رو جدا کردیم)
ویو آیو
دیگه قرار اسکوپس رو ببینم این منو خیلی خوشحال کرد و بعد وارد یه کوچه شدم تا برم مرکز سؤل
آیو: فک نمیکردم فرار کردن از اونجا خیلی راحت باشه
مینگیو: اشتباه فکر کردی
آیو: چی مینگیو تو
مینگیو: بیا بریم خونه زود باش ( دستشو گرفتم تا فرار نکنه )
آیو : دستمو ول کن خودم میتونم بیام
مینگیو: 😂😂
آیو : الان چرا خندیدی بی مزه
مینگیو: باشه نمیخوندم
بازم گیر افتادم و نمیدونم اسکوپس قراره باهام چیکار کنه
چند دقیقه بعد خونه اسکوپس
کوپسی: مگه نگفتی دیگه فرار نمیکنی
آیو : .......
کوپسی : جوابمو بده
آیو : کلاهبرداریای عوضی من فکر کردم که قراره تو رستوران کار کنم و شما بهم آدرس یه پارک رو دادین و منو دزدیدن
کوپسی :( پوزخندی زد) چی داری درباره چی حرف میزنی من تو اولین با تو اون پارک دیدیم همین
آیو : ( آدرس اون رستوران رو از کیفتم در آوردم ) مگه این نوشته آدرس پارک نیست
کوپسی : نه نیست باید میرفتی مرکز شهر نه اون پارک
( یهو آیو از هوش رفت و بردیمش بیمارستان و دکتر ازش آزمایش گفت و)
دکتر : مبارکه
کوپسی : چرا ؟
دکتر : اون خانم که آوردین حامله هستن
کوپسی : چی حامله
مینگیو : اوهه این دختره از چیزی که فکر میکردم منحرف تره
کوپسی : حرف دهنتو بفهم مینگیو
جاشوا : کوپسی ولش کن بیاین بریم از خودش بپرسیم
رفتیم تا از آیو بپرسیم و.........
پارت بعدی رو بدون شرایط میزارم
😘😘😘😘 امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و کامنت یادتون نره 😘❤️❤️😘
بای 👋👋👋
ویو اسکوپس
دیدم آیو نیست و بعد رفتم به مینگیو و جاشوا زنگ زدم بیان و
کوپسی : آیو نیست باید زودی پیداش کنین شما تو پیدا کردن آداما عالی هستین
مینگیو : همیشه با این حرفا خرمون میکنی
جاشوا : کوپسی نگران نباش زودی پیداش میکنیم اون دختره رو
کوپسی : خیلی ممنون پسرا
ویو جاشوا و مینگیو
رفتیم دنبال آیو بگردیم بادیگارد ها رو برا پیدا کردنشون فرستادیم
مینگیو : بیا از هم جدا شیم
جاشوا : چی چرا میخوای از من جدا شی من خیلی دوست دارم منو ول نکن
مینگیو : چی میگی منظورم اینه که واسه پیدا کردن آیو راهمونو جدا کنیم
جاشوا: معلومه که میدونستم داشتم تمرین میکردم وقتی دوست دخترم خواست از من جدا اینو بگم
( ما را همون رو جدا کردیم)
ویو آیو
دیگه قرار اسکوپس رو ببینم این منو خیلی خوشحال کرد و بعد وارد یه کوچه شدم تا برم مرکز سؤل
آیو: فک نمیکردم فرار کردن از اونجا خیلی راحت باشه
مینگیو: اشتباه فکر کردی
آیو: چی مینگیو تو
مینگیو: بیا بریم خونه زود باش ( دستشو گرفتم تا فرار نکنه )
آیو : دستمو ول کن خودم میتونم بیام
مینگیو: 😂😂
آیو : الان چرا خندیدی بی مزه
مینگیو: باشه نمیخوندم
بازم گیر افتادم و نمیدونم اسکوپس قراره باهام چیکار کنه
چند دقیقه بعد خونه اسکوپس
کوپسی: مگه نگفتی دیگه فرار نمیکنی
آیو : .......
کوپسی : جوابمو بده
آیو : کلاهبرداریای عوضی من فکر کردم که قراره تو رستوران کار کنم و شما بهم آدرس یه پارک رو دادین و منو دزدیدن
کوپسی :( پوزخندی زد) چی داری درباره چی حرف میزنی من تو اولین با تو اون پارک دیدیم همین
آیو : ( آدرس اون رستوران رو از کیفتم در آوردم ) مگه این نوشته آدرس پارک نیست
کوپسی : نه نیست باید میرفتی مرکز شهر نه اون پارک
( یهو آیو از هوش رفت و بردیمش بیمارستان و دکتر ازش آزمایش گفت و)
دکتر : مبارکه
کوپسی : چرا ؟
دکتر : اون خانم که آوردین حامله هستن
کوپسی : چی حامله
مینگیو : اوهه این دختره از چیزی که فکر میکردم منحرف تره
کوپسی : حرف دهنتو بفهم مینگیو
جاشوا : کوپسی ولش کن بیاین بریم از خودش بپرسیم
رفتیم تا از آیو بپرسیم و.........
پارت بعدی رو بدون شرایط میزارم
😘😘😘😘 امیدوارم خوشتون اومده باشه لطفا لایک و کامنت یادتون نره 😘❤️❤️😘
بای 👋👋👋
- ۳.۰k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط