ددی مافیا

ددی مافیا
پارت ۱۰
اخر
________________________🌜🌕🌛____________________

🌛ویو پدر ایلا🌜
× خیالت جمع شد با جنازش هرکاری که دوست داری کن بقیه اش باخودت چطوره یک کتاب درباره ی این آدم بنویسی پا زندگی منو؟
@ فکر خوبیه اون از کوجا شغلت رو میدونست؟
×چون باهم رفیق بودیم و طی سالیان سال دشمن خونی شدیم من به اون رو به این مقام و رتبه رسوندم ولی اون چی منو اوبرد پا این که هیچ خوانوادم هم ازم گرفت و نابود کرد.
@ اون یک باغی که با درختان بلندی پوشیده شده داره که در از جنازس یک بار اعصابانی شده بود و به اون جا رفته بود منم تعقیبش کرده بودم خیلی جای متروکه و پرتی هست.
×بیا بریم آدرس رو بهم بده بریم سراغش.
🌛ویو آیلار🌜
بعد از ۳ ساعت رسیدیم در با یک لغد باز شد و رفتم داخل که دیدم پدرم سست شد و افتاد زود رفتم پیشش
@ چی شده پاشو ببینم تمام لباسات با کل مخلوط شد
× ببین دختر من و آیلار قبل از بدنیا آوردن تو با یک دوقلو بنیاد آوردیم که دختر بودن تو ۱ سالگی یک دفع کم میشن ما هرجایی رو میگردیم پیداشون نکردیم که الان این جا جنازشون رو دیدم.
@ چقدر این آدم ..... هست
🌛پایان سناریو ددی مافیا 🌜
دیدگاه ها (۰)

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

فیک تهیونگ مافیایی

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت۹ _____________________✨🌝✨__...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پنهان عشق

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

الماس زیبای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط