P35

همه با شنیدن صدای قدم هات ساکت شدن . وارد محیط تمرین شدی . همه مقداری خم شدن و بهت سلام کردن . سری تکون دادی و روی صندلی نشستی . آندریاس و زلدا هم کنارت وایستادن .
《شروع کنین》
اولین نفر ، دختر ۱۹ ساله ای به اسم آنالی ، کسی که توی سرعت و کار با سلاح های سرد مهارت بیشتری داشت . حالا باید می دیدی که می تونه با سلینا مبارزه کنه و عملکر خوبی داشته باشه یا نه . مقداری خم شدی و با دقت به صحنه رو به روت نگاه کردی .
آنالی اولین حمله رو کرد که سلینا جاخالی داد و با آرنج ضربه ای به کمرش زد . آنالی سریع دورتر وایستاد و این دفعه سلینا حمله کرد کا آنالی هم از خود ضربه اش جاخالی داد و هم وقتی با یکی از چاقو هاش حمله کرد ، دوتا از خنجرهاش رو درآورد و جلوی سلینا رو گرفت .
این دفعه نوبت حمله خودش بود و تونست خراشی رو روی صورت سلینا بندازه و بعد بدون دادن فرصتی ، ضربه دیگه ای زد که سلینا در لحظه آخر عقب رفت و آسیبی ندید . این حرکت آنالی واقعا سریع و خوب بود . آسیب زدن به سلینا قطعا کار سختیه .
بعد از چند دقیقه ، اطلاعات خوبی رو گرفتی و آندریاس هم تایید کرد که مبارزه می تونه تموم شه .
《کافیه》
بعد از گفتن این جمله ، هردو نفر وایستادن . سلینا به جای قبلیش برگشت و آنالی منتظر وایستاد . این دختر واقعا مهارت خوبی توی مبارزه کردن و کار با سلاحش داشت . پس قطعا می رفت توی گروهی که بیشترین نیاز رو به همچین کسی داشت
《مبارزه ات واقعا خوب بود . قطعا مهارت زیادی توی این کار داری . در نتیجه میزی به گروه ۳ که فیلیپ رهبرش هست . با تمرینات بیشتر می تونی یکی از بهترین مبارزهای مافیا بشی》
آنالی تشکر کرد و سمت فیلیپ رفت . انگار خود سردسته ها می دونستن باید با هر عضو جدیدی چه کاری انجام بدن و چجوری باهاش تمرین کنن پس خوشبختانه نیازی نبود که برای این قسمت کاری انجام بدی .
سرت رو بالا آوردی و منتظر به نفر بعدی نگاه کردی .

این هم از ۲ تا پارت جدید .
ممنون بابت اینکه حمایت و فالو می کنین 😊
ممنون میشم اگه کسی رو می شناسین که به خوندن رمان علاقه داشته باشه ، پیجم رو بهش معرفی کنین چون هدف اصلی من از انتشار رمان هام ، اینه که بتونم نظرات دیگران رو هم درباره شون بدونم و پیشرفت کنم
همیشه هم می تونین درصورتی که ایده ای برای نوشتن یه رمان دیگه دارین،  بهم پیام بدین و ایده تون رو بگین تا در آینده ازش بنویسم 😄
دیدگاه ها (۲)

~یونگی کیسه‌های کوچیک کچاپ رو با دقت و مهارت می‌ندازه توی هر...

۴تا نکته :👈یکی اینکه توی آموزش گفتم قالب رو پر از آب میکنیم ...

بادشکن p12ساکورا با لگد ۲ تاشون رو مینداخت روی کی دیگه و با...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۷**آنچه گذشت؛آنیا از استرس پای دامیان ...

یه نفر توی مهمونی به بچه‌تون می‌گه «مامانتو می‌برم!» و همه م...

خیرخواه خانواده همسرتون باشید اگر همسرتون از خواهرش یا مادر...

مهم‌ترین چیز توی هر رابطه‌ای ، احترامه.و احترام از همین چیزا...

💜 در زبان کره‌ای «애착» به معنی دلبستگی عمیق عاطفی یا علاقه‌ی ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.22(روایت از زبان ا.ت)...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط