{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۷**

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۷**

آنچه گذشت؛
آنیا از استرس پای دامیان را روی صحنه لگد کرد و همه زیر خنده زدند!
.........................

دامیان:{آخخخ! پام خرد شد... کله‌ صورتیِ بی‌ عرضه!}
اما دامیان که نمی‌خواست جلوی پدرش و بقیه بچه‌ها آبروش بره، سریع خودش رو جمع و جور کرد، با یک لبخند مغرورانه ولی جذاب دست آنیا رو محکم‌تر گرفت و گفت:
دامیان: «درسته بانوی من! گاهی ضربه قلب و پای شما چنان طوفانی به پا می‌کنه که شاهزاده هم تعادلش رو از دست میده... اما من هرگز رهاکتان نمی‌کنم!» 😎✨

(توی سالن - بین جمعیت)
بکی: 😍📸 {وای خدا! این دیگه تو متن نبود! دامیان داره خودش سنگ تموم میذاره! عجب صحنه‌ای شد!}
لوید: {هوم... پسرِ دزموند سرعت عمل خوبی داره. این می‌تونه مهارت رهبری خوبی باشه.}
یور: «وای لوید! چقدر دارن قشنگ بازی می‌کنن! انگار واقعاً همدیگه رو دوست دارن!» 🥹

(روی صحنه - آنیا در شوک کامل)
آنیا:{هاااا؟! این الان چی گفت؟! این همون پسر مغرور و عصبیه؟! یا جنی شده؟!}
استاد نمایش از پشت صحنه: «آفرین! عالی بود! ادامه بدید!»

تماشاچی‌ها شروع کردن به دست زدن و هورا کشیدن. آنجلینا پشت صحنه از شدت عصبانیت داشت ناخن‌هاش رو می‌جوید: «محاله! چطور ممکنه نقشمون این‌طوری برعکس بشه؟!»

نمایش بالاخره به صحنه آخر رسید؛ صحنه‌ای که شاهزاده باید دست لوسی رو می‌گرفت و به همه معرفی‌اش می‌کرد.

دامیان جلو آمد، دستش رو به سمت آنیا دراز کرد و زیر لب گفت:
دامیان: «خب، کله صورتی... انگار مجبوریم این نمایش مسخره رو به خوبی تموم کنیم.»
آنیا دستش رو گذاشت توی دست دامیان و زیر لب جواب داد: «خیلی هم دلت بخواد، پسر دوم!» 😏

پرده‌ها با صدای بلندی افتادند و سالن رفت روی هوا از بس که همه دست زدند!...

برای دیدن بقیه پارت ها منو فالو کن 🩷
دیدگاه ها (۰)

عشقی حقیقی

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۰

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

عشق پنهان

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

آوای شب پارت ۲۸آنچه گذشت...الکس اومد سمت انیا و میخواست انیا...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

راز هایی که ماراا کنار هم آوردند=پارت ۳بعد از زنگ آخر، تقریب...

انیا بعد کش.تن یک انسان اخ لباسم خو..نی شد میره تو دستشویی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط