{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادشکن p12

بادشکن p12
ساکورا با لگد ۲ تاشون رو مینداخت روی کی دیگه و با یه مشت بیهوششون می‌کرد
سو هم با پا میزد تو سرشون و با یه لگد می‌فرستادشون اون طرف که جلو دست و پا نباشن
سوگیشتیا هم یکی رو پرت می‌کرد بالا و با مشت میزد پشتش
میزوکی هم یکی از دستاشو میزاشت زمینو و مثل پرگار دور و اطرافیاشو ناکار می‌کرد
هیراگی هم جا خالی میداد و بعد با لگد پا تو شکمشون کارو تموم می‌کرد
امه میا هم با ضربه به گردنشون و گوشه ای از سرشون بیهوششون می‌کرد
با اینکه اونا داشتن با تمام زورشون با اون ۳۰۰ نفر مبارزه میکردن ولی هرجور فکر کنی ۵ نفر نمیتونن بر ۳۰۰ نفر پیروز بشن
میزو‌کی: اینجوری نمیشه اینا خیلی زیادن ما ۵ نفر نمیتونیم حسابشون رو برسیم
میزکی میدوه وسط اون ۳۰۰ نفر میشینه
ساکورا: داری چه غلطی میکنی؟
میزوکی: خفه تو فقط هوامو داشته باش
ذهن ساکورا: نمیدونم فقط میتونم بهش اعتماد کنم
سو میاد پیش ساکورا
سو: داره چیکار میکنه؟
ساکورا: نمیدونم ولی راه دیگه ای ندارم
دیدگاه ها (۰)

زندگی جدید p3که یه صدایی شنیدم بکی : انیا پاشو رسیدیم پاشو د...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

پارت ۱۹

پسر بد (66)

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط