{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید امشب بروم

باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت ... سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱۲)

میشکنم آینه رو تادوبارهنخواد ازگذشته هاحرف بزنه آینه میشکنه ...

برای قدم زدن باتو هرزگاهی ازخودم بیرون می زنم, روحم هن...

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم ...

دوستان عزیز ممنونم ازدوستاتون بخواین که بیشتر به نوشته هاشون...

Three

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۹دو روز بعد...وی...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁹﴿ویو ات﴾چند بار اسمم را روی برگه خواندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط