{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان

ادامه:
شماره ۶
پدر دختره بخاطر رابطه ی بدی که با زنش داره دیر میاد خونه تا کمتر زنشو ببینه
از اونجاهم دختره احساس کمبود پدر رو داره
مادر دختره هم بهش اهمیت نمیده توی خونه و دخترک مجبوره خودش یجوری خودشو با وسایلش سرگرم کنه برای همین از همینجا داره مستقل بار میاد..
دیدگاه ها (۰)

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

پارت ۲ ویو ا.ت ا.ت : خب می‌خوام بدونم یونگی : حرفی که زدم ر...

جدایی

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

دلبر رئیس

*teakook*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط