پارت اول

پارت اول

عر عر عر!
. عههههه زهرمار عر عر عر کوفتو عر عر عر د اخه بگو دختر این که زنگیه گذاشتی رو گوشیت
با کسلی بلند شدم وست تخت نشسته بودم تا ریپورت شم بعد ده دقیقه بلند شدم پریدم تو سرویس بعد از تخلیه حالا مسواک اها حالا چپ راست یکی بالا بیا یکی پاین بیا باز دوباره... بعد ده دقه امدم بیرو رفتم پایین از رو نره ها ویییژ اخ چه کفی میده بابا با صورت سرخ
بابا. دختر این چه کاریه هزار بار گفتم نکن
دلقک. ولش کن عزیزم این دختره نمیفهمه هر چی تو بگی اینقدر جوش‌ نزن
اها الان میگین دلقک کیه خب معرفی میکنم زن دوم بابام دلقک حال بهم زن بقیش برا بعد بعدن میگم اینقدر مثل خر شرک بهم نگا نکنین
برا خودم ی کیک نازی کشنده کاکائویی بریدم با قهوه به به....
اخیش تخت گرم نرم ناز نازیم خا بزارین خودمو معرفی کنم من نازنین کیانی معروف به نازی خلاص از بس که میخورم زمین اصلا این زمین با من لج داره بمولا ۲۴ سالمه رشته معماری ۱۵ ترم رفتم دیگه ولش کردم حوصله شو نداشتم مامانمم ۱۵ سالم بود تو تصادف مرد بعد هفت روز بابام رفت ازدواج کرد با این دلقک ازشون متنفرم خب خب دگه ولش کنین عه حوصلمو سر بردین
عر عر عر!
این زنگ گوشیه نانازیمه با اینکه صبحا رو مخمه ولی خیلی صداشو دوس دارم بمونی برام
. هاااا؟
رها. مرگو ها معلومه کجایی دیر جواب میدی
. ببخشید سرم شلوغه وقت برای شما ندارم
رها. عه که اینطور یه وقتی نشونت بدم اون سرش ناپیدا
. این گاخوری ع کی بود
رها. جییییییغ دختره ی بی ادب بی فرهنگ
با دادی که زد گوشو از گوشم فاصله دادم دختره شلافه نگا چطور داد میزنه....
دیدگاه ها (۲)

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

رمان جونگکوک

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

پارت ۵(روز ازدواج)ویو جیمینباورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اون...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط