{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام امید قلبم...

سلام امید قلبم...
سلام تنهای غریبم...
می دانم که این روزها همسفری با بانویی تنها و غریب...
بانویی که بد زمانه ای امام شد، علمدار شد، پرستار شد...
می دانم این روزها خون گریه می کنی...
اما قلبم برای دیدنت ضربان گرفته است...
می دانم اگر بیایی همه ی دردها دوا میشود...
می دانم اگر بیایی این عاشق خسته ات راهی کربلا میشود...
اماما! این قلب در سینه سنگینی می کند و چشمش طالب دیدار توست...
طالب دیدار است تا چشم بربندد بر هر چه غیر رضای الهی ست...
طالب دیدار است تا قدری این قلب آرام گیرد...
خوب می دانم که همه چیز با آمدن تو جان می گیرد و معنا پیدا می کند...
چه بگویم...
خودم هم خسته شدم...
شاید همه ی حرف های من در این واژه خلاصه شود...
بیا...
بیا یابن الزهرا...
ببین حال ما را...
شده خون دل ما...
بیا بیا بیا...
دیدگاه ها (۳)

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

#مکث_ایمانhttps://eitaa.com🔸 یمن را دریاب ... ! 🔸📝#خاطره د...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

🌕 با سلام  برای تهیه و گردآوری متن زیر زحمت زیادی کشیده شده،...

💢کروبی خطاب به پزشکیان: برای صلحی پایدار، اگر شرایط فراهم آم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط