{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سنگ انداختم تو دریا

یه سنگ انداختم تو دریا
جالب بود دریا اصلا
به روی خودش نیاورد که
سنگی به سمتش پرتاب شده


از اون روز یادم موند که آدم
وقتی بزرگ بشه و عمیق

بزرگترین مشکلات رو هم در
خودش غرق میکنه
نه اینکه خودش غرق مشكلات بشه

خـدایا دل های ما را دریایی کـن..‌.
دیدگاه ها (۱)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

🖤 شناسنامه رمان «سبز یشم زیر باران»ژانر:ویکتوریایی | تاریخی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

مقدمه

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

سلامم بریم برای پارت پنجمم حمایت شم بانو/جناب

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط