{شعرهای مقاومت...}

مسیح را که سراسیمه در حصار کشید
به جای ناصره. تا مکه برد و به دار کشید
کدام روضه ی یاس شهید. چشمش را
میان مقتل گل های بی مزار کشید
چقدر زخم می آمد به دو چشم شهید
چه نقش ها شفق از شیخ سر به دار کشید
دو سال یکسره چشمی ستاره باران داشت
دو سال زمزمه سر داد و انتظار کشید
تکان نخورد کلااه شریح قاضی باز
تکان نخورد و فقط نقشه ی فرار کشید
مباد آنکه سواری از آسمان برسد
به دور محکمه اش سیم خاردار کشید
چه برفکی ست از شیشه. روزهای جهان
چه ها که عشق از این روزگار تار کشید
تو را به تیغ سپردند ماه من که چرا
علی ع به واقعه بدر. ذوالفقار کشید!
بگو به آل سقوط. آسمان دگرگون است
بگو که صاعقه شمشیر آبدار کشید
به قتلگاه. شما را به رسم خون خواهی
هزار مرتبه تا صبح سنگسار کشید
هزار مرتبه خواندیم خون نمی خوابد
به سوی محکمه تان . خون هزار بار کشید
صدای شیهه ی اسبی سپید بود به کوه
کسی سپیده دمان تیغ شب شکار کشید
ببین خروس بر این قریه در خروش آمد
از آن کلاغ. سراسیمه قار قار کشید
ببین معرکه این کشته را رساله به دست
که شرحه شرحه بر آن طرح لاله زار کشید

{تقدیم به شهید شیخ باقرالنمر}


#مرگ_بر_آل_سعود
#من_شیعه_ام



{گلوریا_ندای دریا}
دیدگاه ها (۰)

007-پنهان در مه - پارت ۶۳

.  ღ♥ღ .... .... ღ♥ღ  دید در معرض تهدید دل و دنیش را """ رف...

۱۱ مرداد ۱۲۸۸: شهادت شیخ فضل‌الله نوریامام خامنه ای: اگر راه...

آسمان کربلا رنگ خون گرفت و از زیر هر سنگی خون جاری شد،،دلبر ...

سایه های کلاغ

هانی زد که بینی هانی شکست و خون، صورت و محاسن او را پوشاند و...

شعر ولادت حضرت علی اصغر (ع)نظری بدهید دوباره عشق دوباره حکا...

#اکوان_دیو#شاهنامهروزی کیخسرو با بزرگانش مجلسی آراسته بود و ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 122✦....

Sherlock*شرلوکpart 6 🌀 ✒️ جان با هر ضربه سنگین‌تر می‌شد. بدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط