روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه
نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه
این چه خورشیدغریبی است که باحال نزار
پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه
شیر مردی که درآن واقعه هفتاد ودو بار
دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نه
هرکجامی نگری نام حسین است وحسین
ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نه
نیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه
این چه خورشیدغریبی است که باحال نزار
پای نعش قمرش رفت ولی قولش نه
شیر مردی که درآن واقعه هفتاد ودو بار
دست غم بر کمرش رفت ولی قولش نه
هرکجامی نگری نام حسین است وحسین
ای دمش گرم سرش رفت ولی قولش نه
- ۲.۶k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط