{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"
نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "قولش نه"


این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای "نعش قمرش" رفت ولی "قولش نه"

شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "کمرش" رفت ولی "قولش نه"

هر کجا می نگری "نام حسین است و حسین"
ای دمش گرم "سرش" رفت ولی "قولش نه" ..
دیدگاه ها (۸)

...

خخخخ

زیبا

باصفا..

(سایه های خونی) part ۱۵/دانای کل___در میان رقص،جکسون و مکس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط