{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"
نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "قولش نه"


این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای "نعش قمرش" رفت ولی "قولش نه"

شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "کمرش" رفت ولی "قولش نه"

هر کجا می نگری "نام حسین است و حسین"
ای دمش گرم "سرش" رفت ولی "قولش نه" ..
دیدگاه ها (۸)

#my.sexy.toy. part 7(🤣برای مسدود نشدنم دعوا کنیدد...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

p26

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

چند پارتی جونگ کوک

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط