روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نه " .........

روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نه " .........

نیزه ها تا " جگرش " رفت ولی " قولش نه " .........

این چه خورشید غریبی است که با حال نزار .........

پای " نعش قمرش " رفت ولی " قولش نه " .......

شیر مردی که در آن واقعه " هفتاد و دو " بار .......

دست غم بر " کمرش " رفت ولی " قولش نه " .......

هر کجا می نگری " نام حسین است و حسین " ..........

ای دمش گرم " سرش " رفت ولی " قولش نه "
دیدگاه ها (۱)

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

contact 🍷#contract𝑃𝑇12ویو هویج:صدای آب، سکوت حموم رو پر کرده...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

### پارت هفتم: «سایه‌ی تردید در راهروهای سفید»راهروهای اداره...

Part 19

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دهم: محاکمۀ دو قبیلهمهِ غ...

چندپارتی تهیونگ

تکپارتی : کدهای قلب منهوای بارونی سئول شیشه‌های کافه رو تار ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط