{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"
نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "قولش نه"
این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای "نعش قمرش" رفت ولی "قولش نه"
شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "کمرش" رفت ولی "قولش نه"
هر کجا می نگری "نام حسین است وحسین"
ای دمش گرم "سرش" رفت ولی "قولش نه" ...
دیدگاه ها (۱)

p26

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

پارت ۷۶

پارت ۳۲ملافه های سفید، کاکاشی وقتی چشمش را باز کرد اول ان ها...

ابلیس

جادویی به نام عشق

روی دستش پسرش رفت ولی قولش نهنیزه ها تا جگرش رفت ولی قولش نه...

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "...

روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نه " .........نیزه ها تا " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط