دوش ديدم کفتری نر روی بام؛
دوش ديدم کفتری نر روی بام؛
ماده اى را ديد و گفتا بغبغو!
ماده اما با هزاران کبر و ناز؛
در جوابش گفت امشب نغنغو؛
بعد یک ساعت پشیمان گشت و رفت؛
پیش نر گفتا که اينک بغبغو؛
نر بگفتا دير شد ديگر، شما
ناز فرمودى و ما هم… جغجغو
ماده اى را ديد و گفتا بغبغو!
ماده اما با هزاران کبر و ناز؛
در جوابش گفت امشب نغنغو؛
بعد یک ساعت پشیمان گشت و رفت؛
پیش نر گفتا که اينک بغبغو؛
نر بگفتا دير شد ديگر، شما
ناز فرمودى و ما هم… جغجغو
- ۶۴۰
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط