طرات _ عشق _ ما _
طرات _ عشق _ ما _
پارت: ۴
رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گرفتم و لباس خانگی پوشیدم و موهام رو خوشک کردم و روتین روزانه ام را انجام دادم
و روی تخت نشستم و به خوابی که دیده بودم فکر میکردم
که با صدای در به خودم امدم و خدمت کار وارد اتاق شد ( علامت خدمت کار & ) وگفت
&. خانم صبحانتون حاضر شده لطفا بیاید و صبحانه بخورید.
باشه ای گفتم و رفتم پایین دیدم یونگی داره قهوه میخوره و با گوشی صحبت میکنه
سلام کردم ولی جوابم رو نداد.
نشستم و مشغول غذا شدم بعد از ۱۰ مین صبحانه ام رو خوردم و از اجوما و بقیه تشکر کردم و برگشتم به اتاقم.
و در همان لحظه گوشیم زنگ خورد و شماره ی هانا بالا اورد جواب دادم.
( مکالمه ی تلفنی) ( علامت هانا ٪)
٪. چطوری دختر
+. خوبم تو چطوری
٪ منم خوبم اها راستی سوهی امشب مهمونی داریم
+ مهمونی کی برای چی
٪ از بابام شنیدم میگفت که مهمونی ی خاندان کیم
+ نگفت که مهمونی برای چیه چرا مهمونی گرفتند
٪ نه فقط گفت که امشب مهمونی یه.
سوهی سوهی من لباس برای امشب ندارمممم.
+ هانا طوری حرف میزنی که فقط خودت لباس نداری منم ندارم
٪ سوهی امروز بریم خرید
+ باشه ساعت چند بریم
٪ساعت ۳ بیا ( بجایی رو خودتون تصور کنید)
+ باش میبینمت بای
٪بای
(پایان مکالمه ی تلفنی)
گوشی و قط کردم که در اتاق رو زدند و یونگی وارد اتاق شد و.....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🩷🎀 دخترا میخواستم نظرتون رو راجب فیک بپرسم خوبه یا نه؟ 🌺
پارت: ۴
رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گرفتم و لباس خانگی پوشیدم و موهام رو خوشک کردم و روتین روزانه ام را انجام دادم
و روی تخت نشستم و به خوابی که دیده بودم فکر میکردم
که با صدای در به خودم امدم و خدمت کار وارد اتاق شد ( علامت خدمت کار & ) وگفت
&. خانم صبحانتون حاضر شده لطفا بیاید و صبحانه بخورید.
باشه ای گفتم و رفتم پایین دیدم یونگی داره قهوه میخوره و با گوشی صحبت میکنه
سلام کردم ولی جوابم رو نداد.
نشستم و مشغول غذا شدم بعد از ۱۰ مین صبحانه ام رو خوردم و از اجوما و بقیه تشکر کردم و برگشتم به اتاقم.
و در همان لحظه گوشیم زنگ خورد و شماره ی هانا بالا اورد جواب دادم.
( مکالمه ی تلفنی) ( علامت هانا ٪)
٪. چطوری دختر
+. خوبم تو چطوری
٪ منم خوبم اها راستی سوهی امشب مهمونی داریم
+ مهمونی کی برای چی
٪ از بابام شنیدم میگفت که مهمونی ی خاندان کیم
+ نگفت که مهمونی برای چیه چرا مهمونی گرفتند
٪ نه فقط گفت که امشب مهمونی یه.
سوهی سوهی من لباس برای امشب ندارمممم.
+ هانا طوری حرف میزنی که فقط خودت لباس نداری منم ندارم
٪ سوهی امروز بریم خرید
+ باشه ساعت چند بریم
٪ساعت ۳ بیا ( بجایی رو خودتون تصور کنید)
+ باش میبینمت بای
٪بای
(پایان مکالمه ی تلفنی)
گوشی و قط کردم که در اتاق رو زدند و یونگی وارد اتاق شد و.....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🩷🎀 دخترا میخواستم نظرتون رو راجب فیک بپرسم خوبه یا نه؟ 🌺
- ۲۲۵
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط