-M-

-M-
پرنده های خیالم را آزاد کردم
تا به دنبال رد تو بیایند!
آخر نسیم بوی تو را آورد...
و من در انتظارت بودم
و دلم تاب نداشت....
در قفس را باز کردم تا همه ی خیالم برای بوییدن عطر تو به پرواز درآید...
کجایی ای عزیز...
کجایی ای دورترین نسیم...
-M-
دیدگاه ها (۴)

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط