{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی در شعرهای من عروس فصل باران است

زنی در شعرهای من عروس فصل باران است
هوای دیده‌اش ابری، ولی لبهاش خندان است

غرورش چون گلی زیبا، غمش اندازه دنیا
چه کرده عشق با این دل! که اینگونه پریشان است

ز تار موی خود هر شب، هزاران نغمه می‌سازد
ز رقص نرگس چشمش، دلِ آشفته حیران است

لب شیرین و رنگینش، ز حلوا دلبری کرده
ولیکن حرفهای او، اسیر بغض هجران است

تمام چشمها خیره به دنبال گل رویش
ولی چشمان او دائم برای یار گریان است

نمانده هیچ گل گویا به روی شاخهء جانش
گلستان نگاه او ز باران چون نیستان است

زنی در شعرهای من، بدون عشق می‌میرد
مزارش خانهء عشق و کسی بر او غزلخوان است
دیدگاه ها (۰)

زنی، در شعرهای من، عروس فصل باران استدل پاییزی‌اش دائم، اسیر...

گیسو پریشان

"من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند"عشق را در خانهء دل خوب...

"من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند"عشق را در خانهء دل خوب...

"من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند"عشق را در خانهء دل خوب...

...تعریف من از عشق تویی ای‌ساقی مستانیک نغمه زیبا ز لبت باغ‌...

تقدیم بانثارِ مهر خدمتِ جانانم🫀🌹"من گلی دارم که دنیا را گلست...

نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشقعجب رسوا گر و رسوایی ای عشقاگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط